مهرنویس

.....ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد.....

مهرنویس

.....ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد.....

مهرنویس

یاحق

خوش امدی،زکجا می رسی بیا بنشین
بیا که می دهمت بر دو دیده جا ،بنشین

طبقه بندی موضوعی
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
نویسندگان

مرخصی

جمعه, ۷ آبان ۱۴۰۰، ۰۲:۳۸ ب.ظ

من: دلم میخواد یه هفته بهم مرخصی بدن، برم سفر، با دوستام، شبا بخوابم تا صبح، برم بگردم،بعدش دوباره برگردم به زندگی الانم

اونا:این سومین باره که داری اینو میگی...

من:دوست دارم تو این مرخصی برگردم عقب، بچه نباشه،باردار نباشم، یادمم نباشه در اینده یه بچه ی این شکلی دارم تا دلم تنگ نشه و....

اونا:🙄😒

سناریوی تکراری این روزهای زندگی من!

 

سوالات پرتکرار مغز من در این روزها :

1.قدیم چطور ده یازده تا بچه میاوردن، اونم پشت سرهم؟

2.ایا نیاز نیاکان ما به خواب کمتر از ما بوده؟

3.همه ی بچه ها اینطورین یعنی؟

4.بغل کردن و راه بردن و تکان دادن بچه با نشسته بغل کردن و تکان دادن خیلی فرق داره؟

5.چطور وقتی اینقدر عمیق خوابه می فهمه از روی پام گذاشتمش روی زمین؟

6.مگه نباید حداقل17 ساعت در روز بخوابه؟چرا همش بیداره؟ 

7.چرا دقیقا زمانی که داره چشام گرم میشه دست و پا میزنه و نق نق می کنه؟از کجا می فهمه؟

8.مگه یه نوزاد در روز چقدر باید شیر بخوره؟ 😭

9.چرا وقتی خوابش میاد به جای اینکه بخوابه گریه می کنه؟

10. یعنی میشه 4 ساعت لاینقطع بدون ناله و نق نق و نیاز به شیر بخوابه؟

11.چطور من بیست دقیقه میذارم سرشونم و راه می برم اروغش نمیاد اما تا میره بغل مامانم اروغ میزنه؟

12.کی میشه بزرگ شه خودش بخوره، بخوابه، بازی کنه و...؟

13.من کی می تونم یه شب ساعت10 بخوابم و صبح ساعت10 پاشم بدون اینکه هر دوساعت لازم باشه بیدارشم و پروسه سخت شیردادن، اروغ گرفتن و خوابوندن بچه رو داشته باشم؟

14.چطور یه بچه چند وجبی تموم24 ساعتو میتونه بگیره از ادم؟

15.ایا الان در برهه سخت مادری قرار دارم یا روزهای سخت تری پیش رو هست؟

 

 

پ. ن

الحمدلله علی کل حال

  • مهرنویس

نظرات (۵)

  • امّــــ شـــهــــر‌آشـــــوبـــــــ
  • روغن بابونه خوبه و روغن بنفشه.

     

    دختر خواهر من بینیش خرخر میکرد. با چندبار ماساژ روغن بابونه کامل خوب شد

    کلا همیشه سعی کن ملاجش گرم باشه. کلاه حتما حتی توی خونه سرش باشه. چون بچه ملاجش نرمه زود سرد میشه

    پاسخ:
    ممنون از راهنماییاتون،حتما امتحان میکنم😘
  • امّــــ شـــهــــر‌آشـــــوبـــــــ
  • نه عزیزمن، هیچوقت دیگه تو بچه داری روزهایی به سختی الان رو تجربه نخواهی کرد.. مخصوصا که بچه اوله و همه تجربیات جدید

    خیلی از نق نق های بچه ها هم بخاطر سنگینی شیری مادره، خیلی توی خوراک خودت دقت کن

    روغن مالی سر بچه رو هم فراموش نکن، فوق العاده اثربخشه

     

    و اینکه، همچین که راه بیفته و این شب بیداریا کمتر بشه، همه این سختیا یادت میره، ذکر لاحول و لاقوة الا بالله رو هم زیاد بگو که خدا قوتت بده ان شالله

     

    پاسخ:
    ممنون از راهنمایی های خوبت
    با چه روغنی ماساژ بدم و کدوم قسمت سرش رو؟ 
  • مامان دوقلوها
  • سلام عزیزم .اگه الان گل پسر گریه زیاد داره و دل درد ،که روزای بهتر هم میان،اگه نه ،روزای سخت تر😄

    و اینکه آره بستن دست اینا خیلی خوبه ،اگه از اول می‌بستین‌ که خیلی خوب بود،اما الان ببندین ان شاءالله بدقلقی نکنه. به نظرم‌به یک روش عادتش ندین ،همیشه روی پا ،یا تو بغل راه برین و..، به سکوت هم بتونید، خوبه که عادت نکنه

    ان شاءالله از سه ماهگی به بعد بهتر می‌خوابه.

    پاسخ:
    خیلی ممنونم عزیزم
    البته اینایی که ما میگیم سختی برای شما معنی نداره.... 
    خداقوت مامان مهربون

    روزای خیلی سخت تری در پیشه اما تو قوی تر میشی و راحت تر میتونی باهاش کنار بیای

     

     

    تو گهواره نمیخوابه؟

     

     

    یکی از دلایل بیدار شدن بچه ها تو خواب تکون خوردن غیر ارادی دست و پاشونه

    قدیم بچه ها رو قنداق میکردن بچه راحت می‌گرفته می خوابیده

     

    من خودم چندوقت ریحانه رو شانه پیچ میکردم فقط دستاش بسته بود خیلی راحت تر میخوابید

     

    یکی از دلایلی که اصرار داشتم تو بارداری بری مسافرت همین بود که یه کم حال و هوات عوض بشه الانم دیر نشده تا وقتی غذاخور بشه وقت داری که بری

    بعدش سخت میشه چون به دست و پا میفته

     

     

    وقتی خیلی خسته ای بفرستش حمام اونجا سرش رو ماساژ بده بعد که اومد بیرون با روغن بنفشه ماساژ بده شانه پیچ کن راحت میخوابه تو هم میتونی بخوابی ان شاء الله 

    پاسخ:
    ممنون که همیشه تجربیاتتو در اختیارم میذاری و کمکم میکنی.
    مسافرت خیلی میخوام ولی خب شرایط کاری همسرم اجازه نمیده. 

    مادری کردن هر برهه‌اش سختی خودش رو داره اما الان این روزهای آغازین بسیار بسیار سخت‌تره واقعا زره فولادین به تن دارن مادرها... تنها نیستید به بلندای تاریخ مادران این احساسات رو به شمل های مختلف چشیدن...

    عمیقاً میفهمم چی میگید و چی میکشید، میفهمم با گوشت و پوست و استخوان همه‌ی خستگی‌هاتون رو... و چقدر مرخصی گرفتن می‌چسبید اگر به واقع شدنی بود اما نیست...

    باور کنید به چشم هم زدنی میگذرن و روزهایی میرسه که از یادآوری این روزهاتون لبخند میزنید و میگید این‌ من بودم که پرقدرت ادامه دادم و صبوری کردم...

     

    سلام دوست عزیز🌷

    پاسخ:
    سلام
    ممنونم ازین پیام خوبتون
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">