مهرنویس

.....ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد.....

مهرنویس

.....ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد.....

مهرنویس

یاحق

خوش امدی،زکجا می رسی بیا بنشین
بیا که می دهمت بر دو دیده جا ،بنشین

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۰ اسفند ۰۳، ۱۱:۲۶ - سین میم
    چرا؟
نویسندگان

چطوری میشه دید و گذشت؟

دوشنبه, ۲۴ دی ۱۴۰۳، ۰۵:۲۶ ب.ظ

وقتی چشمتان  به مادر و بچه ای(در بهترین حالت که مادر واقعی او باشد) که کنار خیابان در حال دستفروشی(باز در بهترین حالت) و در واقع تکدی گری هستند چه می کنید؟

من این بار نزدیکشان رفتم،فقط به این دلیل که پسرش هم سن پسر من بود و باز فقط به این دلیل که هر سه چهار باری که دیدمشان،امیرعلی را دیدم کنار آن زن که از سرما کز کرده یا دارد بهانه خانه رفتن می گیرد.

هر بار آتش گرفت قلبم،هر بار دلداری دادم که تو که از خدا مهربان تر نیستی به آن کودک و...

ولی باز سوختم....

شکلات را از کیفم بیرون اوردم و سمتش گرفتم.گفت نمی خواهد و داد به مادرش.

نشستم روبرویشان

 دستش را نشان می داد.انگشت وسطش نبود 

مادرش گفت اینجا بساط کرده بودم، تو پاساژ بازی می‌کرده انگشتش رفته لای پله برقی...

همان جا بی جان شدم....باز امیرعلی را دیدم که با ذوق ماجرای قطع شدن انگشتش را تعریف می کند....

راست و دروغش اصلا برایم مهم نیست...

مهم کودکی ست که عمر می گذراند از صبح تا شب کنار مادری که مراقب نیست یا نمی تواند مراقب باشد یا هر چه....

اول جورابی خریدم تا در ادامه او هم خریدار اراجیفم باشد....

نای حرف زدن نداشتم....لب میزدم

به کار تو خونه فکر کردی؟

چرا مواظبش نیستی بیشتر؟میدونم حتما شرایطت سخته که اومدی کنار خیابون ولی این بچه هم گناه داره.

نمیخوام دایه مهربون تر از مادر باشم ولی حواست بیشتر باشه بهش!تنها نذاری بره تو پاساژ سوء استفاده نکنن از بچت....کجا زندگی می کنی؟

تو رو خدا مراقبش باش!

کلاه کاپشن را روی سر پسرش_پسرم کشیدم.

میدانم شاید خیلی نشود به حرف هایش اعتماد کرد،اما من به این ها کاری ندارم.

من فقط دلم می خواهد پسرش خوشحال باشد در خانه،نه در خیابان

من فقط دلم میخواهد انگشتش سالم باشد

چطور می شود یک پسربچه سه سال و نیم را ساعتها یک جا نشاند؟

با حال خرابم راهی شدم

هیچ چیز نمی تواند دل شادم کند...حداقل برای چندساعت

ولی این چه اهمیتی دارد....

شما چه می کنید در این طور مواقع؟

چه می شود کرد؟

  • مهرنویس

نظرات (۲)

آفرین به دل پاکت

فقط آدم میسوزه و کاری ازش بر نمیاد

سالهاست درست رأی دادم به خاطر همین‌ها

داسوزی‌های لحظه‌ای چیزی رو حل نمی‌کنه و نکرده

براش کار پیدا کنی هم خوبه اما بقیه‌شون چی؟

به خاتمی رأی ندادم به خاطر همین‌ها

به موسوی رأی ندادم به خاطر همین‌ها

به روحانی رأی ندادم به خاطر همین‌ها

به پزشکیان رأی ندادم به خاطر همین‌ها

به دولت‌های غارت و چپاول و ریجستری و فیلترینگ رأی ندادم به خاطر همین‌ها

برای ریشه‌ای و ابدی حل شدنش

ولی خاله خرسی‌ها به غارت‌گرها رأی دادن و این صحنه‌ها زیاد و زیادتر شد...

الهی بچه‌های رأی‌دهندگان به برهنگی و توهم آزادی، دچار شن بلکه بفهمن با سرنوشت انسان‌ها چه کردن.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی