مهرنویس

.....ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد.....

مهرنویس

.....ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد.....

مهرنویس

یاحق

خوش امدی،زکجا می رسی بیا بنشین
بیا که می دهمت بر دو دیده جا ،بنشین

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
نویسندگان

۱ مطلب در ارديبهشت ۱۴۰۰ ثبت شده است

در پناه خدا❤️

۲۰
ارديبهشت

 

 

هر چند وقت یک بار لازمه یه جایی تو یه لحظه ای دلت بدجور بشکنه تا چشمات باز شن... تا از خواب بیدارشی و یه جور دیگه ببینی دور و برت رو، بهتر بشناسی آدمای اطرافت رو... . 

خیلی دردناکه ولی خب لازمه

هر وقت خیلی حس خوشبختی دارم و همه چی بر وفق مراده می ترسم... 

خداروشکر می کنم اما همیشه یه ترسی ته دلم هست

اینکه من چیا رو نمی بینم که اینقدر شنگولم و بی غم... چیا رو بی خودی بزرگ کردم و بت ساختم واسه خودم... و میدونم حتما بعدش یه داستانی هست... 

دقیقا از همون جایی ضربه می خورم که پشتم گرم بوده بهش... 

از همون جایی که تمام حسای خوبمو می گرفتم.... 

و دوباره از ته دل بلند تکرار می کنم

"الهی و ربی من لی غیرک" 

خدایا من جز تو کسی رو ندارم.... همه ی اونایی که خوبن یه روزی دلمو می شکونن... وقتی اونا دل بشکنن صدای شکستنش بلندتره... دردش بیشتره... 

ممنونم که تنها کسی هستی که لطفت همیشگیه و ترسی ندارم از محبت کردنت....

میدونم از دستت نمیدم، میدونم نمی رنجونی منو، می دونم محبتت بی منته،میدونم تنها پناه محمکممی.... 

خدایا ممنونم که خدا دارم❤️

داشتنت خیلی خوبه... 

دلم میخواد دل نبندم دوباره به ادمای اطرافم... اما نمیشه خدا... بهشون نیاز دارم...ازت میخوام کمکم کنی بهشون دلگرم نباشم... دلم فقط گرم تو باشه... 

خدایا لحظه ای ازت غافل نشم... غرق نشم تو محبت ناپایدار بقیه... 

منو درگیر خودت کن... 

 

  • مهرنویس