چقدر بد است که خودت به چیزی دچار شوی که چندی پیش برایش لب می گزیدی و خود علیه السّلامت را از ارتکاب به آن مبّرا می دانستی....
عاملش را در دلت شدیدا سرزنش می کردی و از کارش تعجّب...
مگر می شود؟چه طور اصلا؟چطور دلش می آید؟واقعا که....(جملاتی که در ذهنت مزه مزه می کنی و از اینکه اینقدر فهیم و پاک هستی لذّت می بری)

ایّام می گذرد...

  تا اینکه یک روز خودت را می بینی در حالیکه مرتکب به آن اشتباهی....شاید حتی فراتر از آن...
آن روز شاید فراموش کرده باشی که روزی خودت بودی که همین کار را شنیع می دانستی....
بدتر از همه ی اینها آن است که توجیه کنی عملت را...بگویی من چون فلانم عیبی ندارد..اما او نباید....

بد چیزی است سرزنش کردن...
مواظب خودمان باشیم...

امام صادق سلام الله علیه : مَن عَیَّرَ مُؤمِناً بِذَنبٍ لَم یَمُت حَتّى یَرکَبَهُ

کسى که مؤمنى را براى گناهى سرزنش کند، نمیرد تا خودش آن گناه را مرتکب شود .

میزان الحکمة:  ح14854

پ.ن:

1. یادم هست قبلا این حدیث رو شنیده بودم...همون دفعه ی اول یک ترس تمام وجودم رو پر کرد....ترس از تکرار اشتباه دیگران...ترس از سرزنشهای بیخودی که داشتم....سرزنشهایی که اصلاحی به دنبالشان نبوده...این بار هم با دیدن این سخن دوباره همان ترس به سراغم اومد...



2.همون طور که نباید بیمار رو به خاطر بیماریش سرزنش کرد،بلکه باید مداوا کرد،گناهکار رو هم نباید سرزنش کنیم....بلکه تلاش کنیم برای اصلاحش....چون گناه هم نوعی بیماری هست.