من اماده ام برای هرنوع تغییرمثبت...

هرچیزی که بتوان به واسطه ی ان رشد کردید...رویید...

من ازتغییر نمی ترسم...هیبت دهشتناک سکون است که می ترساندم...

اماده ام برای ترک همه ی ان عاداتی که با انها زندگی کردم, عمرگذراندم, گاهی شاید لذت بردم..

اما حالا دیگر برایم پیله شده اند... دست وپایم را سفت می چسبند وقدرت حرکت را ازمن سلب می کنند...

من برای دگرگونی منتظر طوفان نخواهم ماند....نسیم معطر طبیعت نیز می تواند مرا به جنب وجوش در اورد...حتی در اثنای زمستان...فصل یخ زدگی وانجماد...

بلند میشوم,اما به سختی...روزمرگی گویی جاذبه ی زمین را برایم چند برابر کرده...

می کشدم به سمت زمین...

دوباره برمی خیزم,دستانم را روی زانوانم قرارداده وطناب پوسیده ی تکرار را به گوشه ای می نهم..

حال روبه اسمان دارم...

تابش خورشیدشایدمبدا حرکتم باشد...شایدهم ابی اسمان مرا از اسارت زمین رها کند..

من اماده ام...برای هرنوع تغییرمثبت...

هرچیزی که باعث روییدنم شود...پروازم دهد....